تبليغاتX
یاد باد آن روزگاران یاد باد


من تشنه عدالت و شیفته انقلابم هستم ، می خواهم تا آخرین لحظه عمرم در راه برپایی عدالت و ریشه کن کردن ظلم مبارزه کنم حتی اگر در این راه جان ببازم خیالی نیست

هوالمحبوب

یادش بخیر چه روزهایی بود اون روزهای خوب مریوان ، یاد رضا دستواره ،رضا سلطانی ، علیرضا مهر آئینه ، حاج احمد متوسلیان و....... یادشان به خیر  ، این روزهای پر از فتنه چقدر به آنها نیاز داریـــــــــــم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

*«عباس كريمي قهرودي» در سال 1336 در روستاي «قهرود» از توابع كاشان ديده به جهان گشود. وي در سال 1358 و همزمان با اولين روزهاي تاسيس سپاه به اين نهاد مقدس پيوست.وي زماني كه در سال 1363 در عمليات بدر به شهادت رسيد ، مدال فرماندهي لشكر 27 محمدرسول الله را بر سينه داشت. آن چه مي خوانيد تنها وصيت‌نامه به دست آمده از شهيد حاج عباس كريمي است :

بسم‌الله القاصم الجبارين
چرا در راه خدا جهاد نمي‌كنيد در صورتي كه جمعي ناتوان از مرد و زن و كودك شما در چنگال ظلم كافرانند.
«و ما لكم لا تقاتلون في سبيل‌الله و المستضعفين من الرجال و النساء والولدان و قاتلو هم حتي لاتكون فتنه و يكون الدين لله».
بكشيد كافران را تا بر كنده شود ريشه فساد، و دين منحصر به دين خدا شود.
هيچ قطره‌اي در مقياس حقيقت در نزد خدا از قطره خوني كه در راه خدا ريخته شود، بهتر نيست و من مي‌خواهم كه با اين قطره خون به عشقم برسم كه خداست.
شهيد كسي است كه حقيقت و هدف الهي را درك كرد و براي حقيقت پايداري كرد و جان داد.
شهادت در اسلام نه مرگي است كه دشمن به مجاهد تحميل مي‌كند بلكه انتخابي است كه وي با تمام آگاهي و شعور و شناختش به آن دست مي‌يازد.
«و لا تقولوا لمن يقتل في سبيل‌الله اموات احياء ولكن لا تشعرون» و آن كسي كه در راه خدا كشته شده مرده نپنداريد بلكه او زنده ابدي است وليكن همه شما اين حقيقت را در نخواهيد يافت. (بقره 154) شهادت براي من يك فيض بزرگي است من لياقت يك شهيد را ندارم و اميدوارم كه آنها كه قبل و بعد از من به درجه شهادت نائل آمده‌اند من را در آن دنيا شفاعت نمايند. ان شاء الله و از قول من به تمام اقوام و خويشاوندان خصوصا پدر و مادر و خواهرم و همسرم و برادرانم بگوييد بعد از من براي من گريه و زاري نكنند و در عوض به همه دوستان و آشنايان با چهره‌اي خندان تبريك بگويند و به آنها بگويند جان او هديه‌اي براي اسلام عزيز و امام امت و امت امام بود و در رابطه با شهادت من و بقيه برادرانم كه اگر لياقت شركت در جبهه‌هاي حق عليه باطل را داشتند خانواده من صبر را پيشه كنيد و صبر نه اين كه در مقابل باطل و ناحق تسليم شدن بلكه استواري و ايستادگي در برابر ناملايمات تسليم شدن بلكه استواري و ايستادگي در برابر ناملايمات در برابر سختي‌ها، در مقابل گرفتاري‌ها و مبارزه سرسخت با مشكلات زندگي مبارزه با هواي نقس، اجراي كليه دستورات امام است مبارزه با منافقين داخلي كه خود نيز يك نوع جبهه داخلي است. لذا طبق فرمايشات قرآن كريم: «واقتلو هم حيث ثقفتموهم و اخرجوهم من حيث اخرجوكم و الفتنة اشد من القتل»
هر جا مشركان را دريافتند به قتل رسانيد و از شهرهايشان برانيد جنان كه آنان شما را از وطن آواره كردند و فتنه‌گري كه آنان كنند سخت‌تر از جنگ و فسادش بيشتر است.
و در رابطه با رزمندگان اسلام بايد بگويم كه هميشه با توكل به خدا و ائمه معصومين و اجراي دستورات رهبر عزيز و عالي قدرمان بر دشمنان بتازيد تا آنها را از صفحه روزگار برداريد و هيچ وقت بر پيروزي‌هايتان مغرور نشويد چون در مرحله اول اين شما نيستيد كه مي‌جنگيد و اين شما نيستيد كه شليك مي‌كنيد بلكه طبق آيه قرآن مجيد «و ما رميت اذ رميت ولكن‌ الله رمي»
و شما بايد مجاهد في‌سبيل‌الله باشيد آن كسي كه جهاد كند «كلمة الله هي العلياء»
تا اين كه اراده خدا بالا بيايد و حاكم بر اراده‌ها شود اين همان راه خداست.
سلام و دعاي هميشگي‌تان را فراموش نكنيد.
خدايا، خدايا، تا انقلاب مهدي خميني را نگهدار از عمر ما بگاه و بر عمر او بيفزاي.
خدايا خدايا رزمندگان ما را نصرت و ياري فرما
عباس كريمي
27/1/61

نوشته شده در سه شنبه سوم آذر 1388ساعت 9:18 توسط حاج رضا | |

 هوالمحبوب

داستانی را که مطالعه می فرمایید یک الگو را به ما نشان می دهد نقش مدیریتی یک رهبر در خصوص فرزند و فرزندانش که این مطلب می بایست در خصوص رهبران دیگر تسری داشته باشد اما امروز می بینیم فرزندان بسیاری از بزرگان موجب وهن و بی ارزش شدن پدرانشان هستند نمونه آن فرزندان اقای هامش رفسنجانی و بعضی دیگر . از خدا می خواهم شر آنها را به خودشان برگرداند

برگرفته از استقامت

فرزند گمشده رییس جمهور ایران پیدا شد

امروز با يكي از محافظان آقا ديداري كوتاه داشتم ، از زندگي ساده ، صميمي و مردمي آقا و روح لطيفش مي‌گفت و ‌گفت ؛آیت الله خامنه ای محافظ ما بوده است...
وي كه اكنون شغل معلمي را اختيار كرده است از داستان ناشناس به جبهه رفتن فرزند آیت الله خامنه ای خاطره ای را ذکر کرد و گفت که او آنقدر گمنام بود که کسی اور ا نمی شناخت و یکی از خاطرات وی را بیان کرد :«مدتي بود كه از پسر آقا خبري نداشتيم(زمان رياست‌جمهوري) و هراسان به دنبال او مي‌گشتيم ديگر شك داشتيم كه خوشبين باشيم و فرضيه‌هاي ربودن وي پيش آمد و...تا اينكه يكروز از بيمارستان فياض‌بخش به دفتر رئيس‌جمهوري تماس گرفتند و گفتند آقا يك پسر جواني اينجا هستند كه از جبهه آمده‌اند و موجي است و ما هر چه از او مي‌پرسيم كه فرزند چه كسي هستي جواب مي‌دهد من پسر سيدعلي خامنه‌اي هستم اين سه روز است دائم اين جواب را به ما مي‌دهد. و ما هم رفتيم و پسر گمشده رئيس‌جمهور كه كسي آن را نمي‌شناخت و به باور كسي هم نمي‌رسيد كه او فرزند شخص دوم مملكت باشد را به خانه برگردانديم.

.............................................................................................................................................

يكي از مسئولان نظامي دستور تصرف مكاني را صادر كرده بود. گرچه حق با او بود، اما شيوه اقدام قانوني نبود. سازمان قضايي نيروهاي مسلح گزارش حادثه را تنظيم و خدمت مقام معظم رهبري ارسال كرد. ايشان در زير آن گزارش، مرقوم فرمودند: با متخلف برخورد كنيد ولو پسر من باشد. (۱)
مقام معضم رهبری هنگام بر دوش گرفتن زعامت و رهبری مسلمانان جهان وظیفه خود را اینگونه بیان میکنند:من همين الان خودم را يك طلبه معمولي و بدون برجستگي و امتيازي خاص مي‌دانم؛ نه فقط براي اين شغل باعظمت و مسؤوليت بزرگ، بلكه _ همان‌طور كه صادقانه گفتم _ براي مسؤوليتهاي به مراتب كوچكتر از آن، مثل رياست جمهوري و كارهاي ديگري كه در طول اين ده سال داشتم. اما حالا كه اين بار را روي دوش من گذاشتند، با قوّت خواهم گرفت؛ آن‌چنان كه خداي متعال به پيامبرانش توصيه فرمود: «خذها بقوّه». براي اين مسؤوليت، از خدا استمداد كردم و باز هم استمداد مي‌كنم و هر لحظه و هر آن، در حال استمداد از پروردگار هستم، تا بتوانم اين مسؤوليت را در حد وسع خودم _ كه تكليف هم بيش از وسع نيست _ با قدرت و قوّت و حفظ شأن والاي اين مقام، حفظ كنم و انجام بدهم. اين تكليف من است، كه اميدوارم ان‌شاءاللَّه مشمول لطف و ترحم الهي و دعاي وليّ‌عصر(عج) و مؤمنين صالح باشم. (۲)
با توجه به حساسیت رهبری عزیز به وضعیت فرزندانش و توجه ایشان به حق مداری و عدالت، خوب است که سایر مسوولین کشور نسبت به امورات آقازاده هایشان نیز توجه داشته باشند و آنها را از قرار گرفتن در لغزشگاهها بر حذر دارند وبه مسوولین قضایی دستور دهند که مانند سایرین با آنها برخورد شود.انشاالله

۱_حجت الاسلام نيازي، رئيس (وقت) سازمان بازرسي كل كشور.
۲_سخنراني در مراسم بيعت ائمه‌ جمعه سراسر كشور به اتفاق رئيس مجلس خبرگان، 12/04/1368

نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 8:44 توسط حاج رضا | |

هوالمحبوب

و با سلام به مادر سادات حضرت زهرای مرضیه (س)

به عنوان عضوی کوچک از خانواده بزرگ سادات علوی که از اینهمه خباثت لجنی ها خشمگین می باشد و با همه وجود خواستار بازپس گیری رنگ مقدس سبز از ضدانقلابیون لجنی  هستم اعلام می کنم با اینکه هرگز نمی خواستم به ریا دچار شوم اما اجبارا بخاطر بازپسگیری این نماد سادات در هر مراسمی با شال سبز حاضر خواهم شد .تا منحرفین و خائنین به اهل بیت نتوانند از این نماد پاکی و ارزش بر علیه انقلاب بزرگ و ارزشی ایران عزیز ما استفاده کنند.

سبز پوش علوی باشید و تمام سادات علوی را شناسایی و از آنها بخواهید به جنبش سبز علوی بپیوندند.

نوشته شده در سه شنبه دوازدهم آبان 1388ساعت 8:5 توسط حاج رضا | |

 هوالمحبوب

سلام

یه موقع پیش خودتون نگید فلانی چقدر خودشو تحویل گرفته نه به جون خودم یه جورایی خواستم یه یادی از دوران گذشته بکنم یاد روزهای خوب دوران کودکی یاد روزهای خوب نوجوانی ودوران قبل از انقلاب و مبارزات برای پیروزی انقلاب و یه یادی از دوران دفاع مقدس و دوران مبارزه با ضدانقلاب در کردستان همه این سالها گذشت و به دو روایت من وارد چهل و هفتمین و یا چهل و هشتمین سال تولدم می شم یعنی شدم.نرفتم ، یه عده می گند که البته خودم هم بدان معتقدم که لیاقت نداشتم همراه کاروان شهدا بشم یه عده دیگه می گند تو موندی بیشتر زجر بکشی تا شاید بار گناهات سبک بشه اینم خیلی قبول دارم یه عده می گند نه بابا شما موندید برای نبرد بعدی با اینم موافقم سعی می کنم توی نبرد بعدی که با دشمنان کشورم دارم یه جورایی لیاقت پیدا کنم. اما حالا چی ؟!

ولی واقعیتش هیچکدوم از اینا منو راضی نمی کنه لیاقت نداشتم یا ذخیره ای برای آینده موندم یا اینکه موندم بیشتر زجر بکشم تا آدم بشم نه همش به این فکر می کنم که خدا یه جورایی داره تنیبه ام می کنه فکر می کنم خیلی از خدا عمر گرفتم حس می کنم این چهلو چند سال قد عمر نوح شده دیگه از اینجا به بعدش  هر روزش مثل یه سال می گذره احساس می کنم توی اون دنیا بیشتر  قوم و خویش و فامیل دارم تا توی این دنیا واقعیتش دیگه دل موندن ندارم هر صبح جمعه که بهشت زهرا می رم یا سر مزار پدرم با افسوس فقط می گم به امید دیدار .......

امیر حسین آخرین فرزندم که به عشق مولایم امیر حسین نامیدمش

یه روز پاییزی یعنی نهم آبان ۴۲ یا ۴۱  نمی دونم شب بود یا روز  یا دم دمای اذون صبح یا اذان ظهر یه پسر کاکل بسر یعنی آخرین پسر خانواده حاج علی فرزند تقی در بیمارستان شهید اکبر ابادی مولوی  بدنیا اومد و حاج علی بازم به عشق مولاش نام پسرش رو علی رضا گذاشت . بابا یه نوشابه برام باز کنید .....

دعا کنید باقیمانده عمرم خسر الدنیا و الاخره نشم مثل خیلی ها .........

این مطلبو که در خصوص ۱۳ آبان  توسط دوست عزیز و دلاورم  آرش کماندار نوشته شده را حتما بخوانید .

13 آبان و وسوسه خناسان

نوشته شده در شنبه نهم آبان 1388ساعت 16:10 توسط حاج رضا | |

دشايد كمتر از ده ضربه تا ستون خيمه ي معاويه مانده باشد !د

در روزهاي اخير به خصوص در يك ماه گذشته در بخشي از اخبار رسانه ها و گفته هاي سیاسیون ، از پروژه ای تحت عنوان آشتی ملی سخن به ميان آورده شد و كم و بيش مورد استقبال برخی از جریانات دوستدار انقلاب و حتي برخي شخصیتهای موثر در ایجاد اغتشاشات پس از انتخابات قرار گرفت ، قطعا اهل هوشياري و بصيرت همچنان كه به دنبال نوشداروي وحدت و يك پارچگي در تمام سطوح نظام هستند ، از اسامي و الفاظ پر زرق و برق اما توخالي بري و بيزارند . لذا نکاتی را به اختصار در بيان شرايط و مختصات وحدت به معناي واقعي در ادامه تقديم مي داريم :د

- چرا آشتي ملي ؟! از منظر واژه شناسي كلمه آشتي همواره در مقابل قهر و قطع ارتباط به كار گرفته شده است ، و كاربرد اصطلاح آشتي آن هم در سطح ملي نشان از عدم شناخت يا سعي در القاي وارونه ي واقعيت ها توسط طراحان دارد . آيا به راستي ما با يك شكاف و قهر ملي مواجه هستيم ؟ آيا مردم شهرهاي مختلف ايران عليرغم همه القائات و دورغ پراكني هاي دشمن از زندگي روزمره دست كشيده اند ؟ آيا روابط اجتماعي مختل شده است ؟ پاسخ اين سوال را تك تك افراد حاضر در جامعه به درستي مي توانند بدهند . از سوي ديگر و در ادبيات سياسي به كارگيري اصطلاح آشتي ملي مختص مواردي نظير لبنان و عراق است كه گرفتار جنگ داخلي و نزاع خياباني بوده اند . لذا به نظر مي رسد به كار بردن اين واژه از نگاه ادبيات سياسي نيز ناشي از بي اطلاعي ، كم سليقگي يا حتي القائات مغرضانه است .د
بنابراين نام انتخاب شده براي اين پروژه گويايي لازم جهت بيان محتواي آنرا ندارد و شايد الفاظي از قبيل بازگشت احزاب و سياسيون ، بازگشت نخبگان يا آشتي احزاب و جناح ها ، پيشنهاداتي ست كه نزديكي بيشتر با محتواي طرح خواهد داشت .د
گذشته از نام و نشان طرح ، بايد برخي مختصات آن با توجه هدف قراردادن وحدت مورد توجه قرار گيرد :د

1- برقراری وحدت نيازمند به محور است ، و این محور با توجه به نظام سياسي واجتماعي كشور ما بايستي رهبری جامعه باشد و اگر کسانی قصد دارند ،با معرفی برخی دیگر به عنوان محور وحدت برای برقراری این آشتی اقدام کنند ، بایستی نخبگان و تشکلهای انقلابی با بصیرت و روشنگری جلوی تکرار تاریخ را بگیرند. مبادا گروه ها و جریاناتی که امروز پایگاه های مردمی خود را بدلیل آشکار کردن چهره های واقعی شان در بستر انتخابات دهم از دست داده اند ، با تمسك به حيله هايي چون حكميت و مهره هايي ساده لوحي مانند ابوموسي اشعري باعث ادامه ي حيات باطل و به تعويق افتادن اجراي عدالت شوند ! شايد كمتر از ده ضربه تا ستون خيمه ي معاويه مانده باشد !د
- قبل از طرح آشتی در بین خواص و سیاسیون ،بایست مسئله بازگشت به خط انقلاب و امام(ره) و قانون اساسی توسط کسانیکه در این ایام به شيوه هاي گوناگون ، پنجه در چهره نظام اسلامی کشیدند ، محقق گردد و به عبارتی بایستی بر مسئله توبه مردودي ها تأکید شود .د

3- جریانات طرف دعوا ، بایستی قبل از هرچیز ،به طور شفاف نسبت و ارادت خود را با انقلاب ، نظام اسلامي ، قانون اساسي ورهبري روشن كنند و به عبارتی برادری خود را ثابت نمايند. در غير اين صورت محصول اين پروسه يك اتحاد ساختگي و بسيار شكننده خواهد بود.د

4- با توجه به روشن شدن نقش کلیدی برخی از نخبگان در رهبري اغتشاشات و تشويش اذهان عمومي و دروغ پراكني رسانه اي كه موجب خدشه به چهره ي نظام گرديده است و از سوي ديگر طرح عنوان آشتي ملي از سوي احزابي كه سران و اعضاي آنها در اين جريانات نقش داشته اند ؛ اين شبهه به وجود مي آيد كه سعی بر این است تا با طرح مسائلی همچون آشتی ملی (!) از پیگیری مجازات این خاطیان جلوگیری به عمل آورند و حاشيه امني براي مصون قرار دادن ظالمان در حق ملت و نظام اسلامی فراهم كنند.د

د5- همچنين هشياري اقتضا مي كند كه طرح آشتی ملی (!) مانع از رسيدگي به ادعاهای مطرح شده در خصوص پرونده های مفاسد اقتصادی برخی آقازاده ها و احزاب سیاسی نشود و سير حقوقي كامل و متقني تا اثبات جرم يا برائت در اين موارد طي گردد و مبادا كه به بهانه ي آشتی ،هرکس که بدنبال عدالتخواهی بود ،او را با الفاظی همچون ، بهم زننده اتحاد مورد حمله قرار دهند و بار دیگر برای برخي حضرات مصونیتهای ارزشی و قانونی ایجاد نمایند .د
د6- به طور خلاصه برخي از تحليل ها دلالت بر اين دارد كه عده اي از ورشكستگان سياسي كه در كج روي خود به بن بست رسيده اند با طرح این موضوع ، یعنی آشتی ملی ، می خواهند فریاد بزنند که ای مردم ،ای رهبری ، ای قانون و ای قوه قضائیه ؛«شتر دیدی ،ندیدی !» كه بايد گفت اين جمله در مبنا با تأکیدات فراوان رهبر معظم انقلاب پس از اغتشاشات ،هم خوانی نداشته و رهبری بارها و بارها به ستاندن حق مردم و دفاع از انقلاب و برخورد قاطع با عوامل اصلی اغتشاشات بدون هیچگونه مماشاتی اشاره کرده اند و ایشان اعلام کردند ،همانطور که آبروی افراد مورد اهتمام است ،آبروی انقلاب و نظام نیز بایستی مدنظر قرار گیرد و با کسانی که اتهامات واهی به نظام اسلامی بستند برخورد شود .بایستی همه کسانیکه در یک سال گذشته بذر تردید را در جامعه کاشتند و با نطقهای خود ،از یک سال قبل از انتخابات ،سلامت انتخابات را زیر سوال بردند ،از گفته های خود در محضر ملت توبه نمایند. .بایستی همه کسانیکه بر خلاف سخنان رهبری ،مدام به سیاه نمایی پرداخته و آیه های یاس را درجامعه سر دادند و وحدت ملی و عزت ملی و اعتماد به نفس ملی را هدف قرار داده و به تعبیر رهبری حرفهای دشمنان را تکرار نمودند ،در محضر ملت توبه کنند تا شاید ملت از سر تقصیرات آنها بگذرد .

د7- با دقت در کلام رهبر معظم انقلاب در دیدار های ایشان در عید سعید فطر و یا نمازجمعه پس از انتخابات ،بخوبی مسئله بازگشت همه کسانیکه اشتباه کرده اند ،دیده می شود و رهبری نظام بر این مسأله تأکید دارند و این پرواضح است که اگر بازگشت این شخصیتها و احزابشان صورت گیرد ،به طور طبیعی و بدون هیچ میانجیگری ،وحدت حاصل خواهد شد .اما متاسفانه هنوز در نطق ها و بیانیه های این اشخاص و احزاب بر طبل ابطال انتخابات و اتهام وارد کردن به نظام کوبیده می شود و این با مسئله وحدت و برقراری آشتی در تناقض است .د
امروز بر همه نخبگان ارزشی و انقلابی و تشکلهای دانشجویی پیرو ولایت که افسران جوان جبهه مبارزه با جنگ نرم می باشند ،لازم است که با کسب بصیرت و نگاه به اقوال رهبری نظام اسلامی ، هوشياري خود را نسبت به جريانات شكل گرفته حفظ كنند تا دیگر بار فتنه عمروعاص ها ، اشعث ها و ... گريبان گير جامعه اسلامی نشود .د

برگرفته از ایمیلی که برایم ارسال شده بود

افسران جبهه مقابله با جنگ نرم
میثم سالمی - مسعود اردکانی

نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388ساعت 7:2 توسط حاج رضا | |